|
مبانی و تعاریف ۱. کلیات ۱.۱. کمیت ۲.۱. کیفیت ۳.۱. انحصار اطلاعات ۴.۱. مناسبت نظام اطلاعات با موضوع دانشنامه ۲. تعریف ۱.۲. دانشنامه ۲.۲. تاریخ ۳.۲. معماری ۴.۲. سیاق ۵.۲. تاریخ معماری ۶.۲. ایرانشهر (ایرانزمین) ۳. مخاطب ۱.۳. تعمیم دسترس و شکستن انحصار اطلاعات ۲.۳. اقسام مخاطب ۳.۳. محققمحوری ۴.۳. مراتب دسترس ۴. منابع ۱.۴. منابع درجۀ اول ۲.۴. منابع درجۀ دوم ۵. دامنهها ۱.۵. دامنۀ مکانی ۲.۵. دامنۀ زمانی ۳.۵. دامنۀ زبانی ۶. ویژگیهای معماری اطلاعات
۱. کلیات تحقیق دربارۀ تاریخ معماری ایران، بسته به دیدگاهها و روشها و مقصدهای محقق، طیفی بسیار گسترده دارد. تصمیمگیری در اینکه چنین تحقیقی چه و چگونه باشد با محقق است. مرجعی که اطلاعاتی را، به صورت پویا یا ایستا، در اختیار محقق میگذارد، باید فارغ از دیدگاه مختار خود، به همۀ محققان بالقوه و بالفعل، با دیدگاهها و هدفها و نیازهای گوناگونشان، پاسخ گوید و نیازهای آنان را برآورد.
۱.۱. کمیت سرزمین ایران مجموعهای از قدیمترین سکونتگاههای بشر را در دل دارد و مردمی که در این سرزمین میزیستهاند از دههزار سال پیش تا کنون به ساختن و آبادان کردن و معماری پرداختهاند. کثیری از مورخان معماری اسلامی برآناند که جهان ایرانی سرچشمۀ شماری از مهمترین ابداعات در تاریخ معماری و شهرسازی اسلامی بوده است و هویت معماری و شهرسازی اسلامی را باید تا حد بسیاری مرهون معماران مسلمان ایرانی دانست. این نکته نیز وجهی از حساسیت جهانی موضوع را در محدودۀ ایرانشهر نشان میدهد. معماران مسلمان ایرانی در طی بیش از چهارده قرن، از پرکارترین و خلاقترین معماران جهان بودهاند و آثار بیشماری پدید آوردهاند. امروز اندکی از آن همه آثار به دست ما رسیده است و آن اندک در حدود یک میلیون بنا و مجموعه و محوطۀ تاریخی را شامل میشود. این شمار در مقیاس جهانی چندان است که آثار تاریخی برخی از استانهای ایران با آثار تاریخی برخی از کشورهای مهم اروپا برابری میکند. از اینها گذشته، کسان بسیاری هم در پدید آوردن آثار دخیل بودهاند که از آنان اطلاعاتی در دست است. مدارک مربوط به معماری و شهرسازی ایران هم بسیار است. پیداست که هر گونه پرداختن به تاریخ معماری ایران باید با عنایت به این فراوانی و گونهگونی چشمگیر صورت گیرد.
۲.۱. کیفیت
۳.۱. انحصار اطلاعات
۴.۱. مناسبت نظام اطلاعات با موضوع دانشنامه ایرانشهر» با چنین هدفی تأسیس شده است.
۲. تعریف
۱.۲. دانشنامه |
|
گذشته، شماری از مخاطبان، به تشخیص دانشنامه، حق دارند در اطلاعات تصرف کنند و بر آنها بیفزایند یا آنها را ویرایش و اصلاح کنند. چنین مرتبهای از دسترسْ همگانی نیست و فقط شماری از محققان از آن برخوردار خواهند بود.
۴. منابع بررسی تاریخ معماری ایران یا بررسی معماری گذشتۀ ایران نوعی از بررسی معماری یا شناخت معماری است. برای شناخت معماری، به این معنای وسیعی که گفتیم، چه مستمسکی داریم؟ به سخن دیگر، اگر بخواهیم معماری را بشناسیم، به کدام حوزه از واقعیتها و معرفتها میتوانیم چنگ بیندازیم؟ در هر رشتهای، با مجموعهای گسترده و تقریباً بینهایت از رویدادها و پدیدههای ذهنی و عینی، انفسی و آفاقی، مواجهایم که برای شناخت هر امری به شیوهای خاص به سراغ آنها میرویم و آنها را برمیگزینیم و تفسیر میکنیم. مثلاً اگر موضوع تحقیق به یکی از علوم طبیعی مربوط باشد، پیداست که متناسب با نیاز و دایرۀ آن علم، از میان واقعیتها برخی را برمیگزینیم. دشواری تحقیق در تاریخ معماری در همینجاست: هم تاریخ به همۀ حیثیت آدمی مربوط میشود و هم معماری. انسان با همۀ حیثیتاش در تاریخ به ظهور میرسد و تحقق آدمی در عالم تحققی تاریخی است. حتی حیثیت فراتاریخی انسان نیز، به سبب همین فرا«تاریخی» بودن، در عالم ماده به نحوی منتسب به تاریخ و متناسب با آن است. از سوی دیگر، حضور انسان در عالمْ مساوی با حضور او در معماری است. «معماری ظرف زندگی انسان است» و شناخت ظرف به شناخت مظروف وابسته است. بنا بر این، همۀ پدیدههای انفسی و آفاقی بالقوه موضوع مطالعات تاریخ معماری است و مورخ معماری برای تحدید دامنۀ جستجو، نمیتواند شأنی از شئون حیات انسانی را استثنا کند. برای این تحدید، ناگزیر است فقط به دیدگاه تاریخی و نظریۀ تاریخی متوسل شود، یا منابع را (بهنحوی موجه) محدود کند. از اینجا دامنۀ منابع تاریخ معماری، از جمله تاریخ معماری ایران، معلوم میشود. آیا میتوان نوعی از انواع منابع تاریخ را، یعنی هر آنچه دانشی دربارۀ شأنی از شئون زندگی آدمی در گذشته به دست میدهد، از پیش بیرون از دایرۀ منابع معماری نهاد؟ دیدگاههای فلسفی، رویدادها و تجربههای مربوط به طب، لشکرکشیها، کتابهای مربوط به طباخی، علوم غریبه، آداب دبیری، آثار خط و نقش، اقسام نگارهها و عکسها، ... هریک وجهی از وجوه انفسی و آفاقی زندگی را معلوم میکند؛ زندگیای که مظروف معماری است. از منظر «ظرف زندگی»، شاید کتابی دربارۀ کیمیا که به اندازۀ متنی دربارۀ معماری حاوی اطلاعات معماریانه باشد. با چنین وسعتی، بررسی منابع معماری به معنای شناسایی منابع مرتبط با معماری نیست (زیرا همۀ منابع بالقوه با معماری مرتبط است)؛ بلکه به معنای، اولاً، شناسایی منابعی است که پیوندی مستقیمتر و صریحتر با معماری دارد؛ ثانیاً، شناسایی توقع محقق از منابع از نظر نوع اطلاعاتی است که ممکن است از هر نوع منبع عاید شود. منابع تاریخ معماری ایران به اعتبار نسبت زمانی میان منبع و پدیدۀ تاریخی بر دو دستهاند: منابع درجۀ اول و منابع درجۀ دوم. مقصود از منابع درجۀ اول در مطالعات تاریخی ــ به یک اعتبار ــ منابعی است که با موضوع یا پدیدۀ مورد بررسی معاصر باشد. مثلاً جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی برای معماری دورۀ ایلخانان منبع درجۀ اول است و برای معماری دورههای پیش از آن منبع درجۀ دوم. میبینیم که درجۀ اول یا درجۀ دوم بودن منبع امری نسبی است. ممکن است منبعی که در یک موضوعْ درجۀ اول است، در موضوعی دیگر درجۀ دوم باشد و برعکس. با این حال، برخی از منابع غالباً درجۀ اولاند و برخی دیگر غالباً درجۀ دوم. مثلاً بناها غالباً منبع درجۀ اولاند و گزارشهای باستانشناسی غالباً منبع درجۀ دوم. تنها بر اساس این غلبه و بر سبیل مسامحه است که منابع را بدین صورت میتوان دستهبندی کرد و در ذیل عناوین «درجۀ اول» و «درجۀ دوم» قرار داد:
۱.۴. منابع درجۀ اول الف)بناها ب)منابع مکتوب، شامل: کتابها و رسالهها (تاریخنامهها، سفرنامهها، خاطرهنامهها، کتابهای علمی، تذکرهها، مناقبنامهها، دیوانها و منظومهها، پندنامهها، داستانها و حکایتها و افسانهها، آییننامهها، متون دینی و مقدس، دیباچۀ مرقعها، فتوتنامهها، ...)؛ کتیبهها (کتیبۀ بناها، کتیبۀ اشیا، ...)؛ اسناد حکومتی و دیوانی (احکام نصب و عزل، عهدنامهها، صلحنامهها، اسناد ثبت هزینهها، اسناد مالیات و خراج، ...)؛ اسناد مردمی (قبالههای ازدواج، اسناد ثبت معاملات، وقفنامهها، نامهها، ...)؛ مطبوعات ج)منابع شفاهی، شامل: سخنان اهل فن و سازندگان سخنان شاهدان و بهرهبرداران فرهنگ شفاهی، ساختار و عناصر زبان، ضربالمثلها، ... د)منابع تصویری، شامل: نقشههای کلان (نقشههای سرزمینی و منطقهای و شهری، نقشههای رزمی، ...) نقشههای خُرد (نقشههای بناها، نقشههای دستگاهها، ...) نقشها (نقشهای تزیینی بناها، نقشهای اشیا، نگارههای کتابها، نگارههای دیواری، نگارههای مستقل، ...) عکسها طرحهای دستی، گراورها، ... فیلمها ه)اشیا اشیای خانگی (فرشها، ظرفها، ...) اشیای آیینی کارافزارها (افزارهای معماری، افزارهای صنعتی، دستگاهها، ...)
۲.۴. منابع درجۀ دوم و)گزارشهای باستانشناسی ز)گزارشهای مرمت ح)گزارشهای مردمنگاری و مردمشناسی ط)سفرنامهها(ی درجۀ دوم) ی)تکنگاریها ک)تاریخهای عمومی ل)تاریخهای کلی معماری م)تاریخهای دورهای و سبکی معماری ن)تاریخهای شهری و منطقهای س)کتابها و مقالههای تحلیلی دربارۀ معماری یا امور وابسته به معماری (در بنا، مجموعه بنا، موضوع، ...).
۵. دامنهها از لازمههای معرفی دانشنامه معرفی حدود یا دامنۀ مکانی و زمانی آن است. در این دانشنامه، «اطلاعات» یا «دانش» دربارۀ «موضوع» معینی گرد میآید. پس هم باید دامنۀ مکانی و زمانی «اطلاعات» (مکان و زمان تهیۀ آنها) معلوم شود و هم دامنۀ مکانی و زمانی موضوع (محدودۀ جغرافیایی و تاریخی معماری ایرانشهر).
۱.۵. دامنۀ مکانی الف) دامنۀ مکانی موضوع گفتیم که منظور از ایرانشهر در این دانشنامه محدودۀ جهان ایرانی است. اما این محدوده کجاست؟ چنانکه گذشت، ایران نامی حقیقی و جغرافیایی است و ساختۀ روزگار اخیر نیست. در ایران باستان، جهان را به دو قسمت شناخته و ناشناخته بخش میکردند. بخش شناخته سرزمینهای ایرانی و سرزمینهای همسایۀ آنها را در بر میگرفت. بخش شناختۀ زمین در میان بخشهای ناشناخته، و سرزمین ایران، یا خونیرس بامی، در میان بخش شناخته قرار داشت. مادها خود را ایرانی و هخامنشیان خود را ایرانی، از تخمۀ ایرانی، مینامیدند. با این حال، چون پادشاهان هخامنشی خود را شاه جهان میدانستند، سخنی از ایران و خونیرس بامی نمیگفتند. بنا بر حدس محققان، از زمان نخستین پادشاهان اشکانی نام این سرزمینْ ایران (اریان یا آریان) بوده است. در زمان ساسانیان، ایران و ایرانشهر نام اصلی قلمرو آنان بود؛ چنانکه اردشیر پاپکان (حک 225-240م)، بنیانگذار سلسلۀ ساسانیان، در سنگنوشتة نقش رستم خود را «شاهانشاه ایران» خوانده است. پس از اسلام، از هنگام تأسیس نخستین سلسلههای ایرانی در سدۀ سوم هجری تا تأسیس دولت صفوی به دست شاه اسماعیل اول در سال 905ق، ایران از داشتن حکومت مرکزی محروم بود و بهجز دورۀ 140سالهای که با هجوم چنگیز در اوایل سدۀ هفتم هجری آغاز شد و با مرگ آخرین ایلخان در 756ق به پایان رسید، و نیز دورۀ فرمانروایی تیمور گورکان، در هر پاره از ایران همزمان چند سلسلۀ ایرانی یا ترک حکومت میکردند و با هم میجنگیدند. با این حال، همۀ فرمانروایان این دوره، از ایرانی و غیرایرانی، خود را امیر و سلطان و شاه ایران میخواندند؛ اگرچه سرزمین هریک از آنان فقط بخشی از ایران بزرگ بود. به قول نویسندۀ مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری، «ایرانشهر از رود آموی است تا رود مصر». در این صورت، حد شمال شرق ایرانشهر آمودریا (جیحون) است و حد جنوب غربیاش رود مصر (نیل). با این حال، به سبب تحولات پس از اسلام و افول فرهنگ ایرانی در غرب این سرزمین از یک سو، و گستردن فرهنگ ایرانی خصوصاً از زمان تیمور به بعد در ورارود، میتوان پذیرفت که در دوران پس از اسلام، محدودۀ مورد اتفاق ایرانشهر با محدودۀ یادشده منطبق نبوده است. بر این اساس، در دانشنامۀ تاریخ معماری ایرانشهر، محدودۀ جغرافیایی ایرانشهر چنین اختیار شده است: شرق: رود سند (در پاکستان امروزی) شمال شرقی: رود سیحون (سیردریا) تا مرزهای شرقی ازبکستان و تاجیکستان شمال غربی: رشته کوههای قفقاز از شهر دربند در ساحل دریای خزر تا دریای سیاه غرب: رود فرات از ارزروم در ترکیه تا اروندرود و خلیج فارس جنوب: حاشیۀ جنوبی و غربی خلیج فارس و دریای عمان در شمال شبهجزیرۀ عربستان. توضیح اینکه در این مرحله از دانشنامه، فقط سرزمین ایران در محدودۀ جغرافیاییْ موضوع دانشنامه است، که شامل حوزۀ نفوذ فرهنگ ایرانی (در سرزمینهایی چون هند و غرب چین) نمیشود. ب) دامنۀ مکانی اطلاعات اطلاعات و دانش دربارۀ معماری و شهرسازی در این گسترۀ جغرافیایی در بسیاری جاهای جهان پدید آمده است. بنا بر این، دامنۀ مکانی اطلاعات بر دامنۀ مکانی موضوع منطبق نیست و همۀ جهان را شامل میشود. به سخن دیگر، سند و مدرک و مقاله و نقشه و ... دربارۀ موضوع یادشده در هرجای جهان که پدید آمده باشد در حیطۀ کار و علاقۀ دانشنامه قرار دارد.
۲.۵. دامنۀ زمانی الف) دامنۀ زمانی موضوع چنانکه گذشت، این سرزمین را دستکم از روزگار اشکانیان ایران میخواندند. اما مطالعۀ تاریخ معماری ایران نه به نام ایران، بلکه به سرزمینی تعلق دارد که امروزه آن را ایران میخوانند. مطالعات باستانشناسی نشان میدهد که در این سرزمین از چندهزار سال پیش آثار آبادانی و تصرف انسان در طبیعت وجود دارد. بر این اساس، آغاز دامنۀ زمانی موضوع حدی ندارد و بسته به یافتههای باستانشناسی، تا هر زمان میتواند به عقب برود. از سوی دیگر، تاریخ انتها ندارد. هر رویدادی در گذشته جزو تاریخ است؛ و گذشته از لحظهای پیش آغاز میشود. لیکن برای مراعات اهمیت و نیز فاصلۀ زمانی کافی برای داوریِ بجا، فعلاً سال ۱۳۲۰ش انتهای دامنۀ زمانی موضوع دانشنامه اختیار شده است. این انتها را در آینده میتوان تغییر داد. ب) دامنۀ زمانی اطلاعات دامنۀ زمانی اطلاعات نیز، مانند دامنۀ مکانی آن، نه آغازی دارد و نه انجامی. همۀ مدارکی که از روزگار کهن تا به امروز پدید آمده است در دامنۀ اطلاعات متعلَّق دانشنامه میگنجد. بهترین وضع برای دانشنامه آن است که اطلاعات آن کاملاً روزآمد باشد.
۳. دامنۀ زبانی الف) زبان تعامل با مخاطب در وبگاه دانشنامه، زبان اصلی زبان فارسی و زبان دوم انگلیسی است. در مراحل بعدی طرح، دو زبان دیگر جهان اسلام ــ عربی و ترکی ــ و زبان روسی (که زبان رسمی بخشی از کشورهای حوزۀ ایرانشهر است) به مجموعۀ زبانهای وبگاه افزوده خواهد شد. ب) زبان اطلاعات فارغ از اینکه زبان تعامل با مخاطب، و به سخن دیگر، زبان وبگاه چه باشد، اطلاعاتی که در پایگاه وارد میشود هیچگونه محدودیت زبانی نخواهد داشت. به سخن دیگر، مقاله و کتاب، نقشه و عکس و ... به هر زبانی که تولید شده باشد، عیناً در پایگاه وارد خواهد شد. ممکن است برخی از اطلاعات به زبانهای اصلی وبگاه ترجمه شود. این قاعده مربوط به اطلاعاتی است که گردآوری میشود یا از طریق پایگاههای دیگر همکار طرح در نظام دانشنامه قرار میگیرد. بخشی از اطلاعات هم هست که در مرکز دانشنامه تولید میشود. این اطلاعات به زبان فارسی یا انگلیسی خواهد بود.
۶. ویژگیهای معماری اطلاعات با آنچه گذشت معلوم میشود که معماری اطلاعات در این دانشنامه چنین ویژگیهایی دارد: ـ محققمدار است و هرآنچه برای تسهیل کار محقق و راهنمایی او لازم است در آن فراهم میآید. ـ بر این اساس، محقق هم میتواند از طریق جستجوی کلیدواژهها به منابع موجود دست یابد و هم از طریق جستجو به واسطۀ طبقات اطلاعات و درخت موضوعی. ـ هر طبقهبندی اطلاعات و درخت موضوعی، ناگزیر متضمن نوعی نظر است. چون قرار بر این است که این نظر بر محقق تحمیل نشود، نظام طبقهبندی و درخت موضوعی چنان تنظیم میشود که متضمن کمترین تحمیل نظر باشد. این نظام تا حد امکان از دل معرفت بومی معماری به دست میآید. ـ در معماری اطلاعات، تعریف دانشنامه از تاریخ و معماری منظور میشود؛ آنچنانکه محقق، در صورت تمایل، بتواند به همۀ جوانب معماری و تاریخ معماری بپردازد. از این راه، دانشنامه محققان را تشویق میکند که به جنبههای مغفول معماری ایران توجه کنند. معماری اطلاعات دانشنامه، با چنین ویژگیهایی، از دو جهت صورت میگیرد: معماری اطلاعات برای مدیریت کردن اطلاعات و معماری اطلاعات برای خدمت به محقق. |


